قهرمان ميرزا عين السلطنه
3432
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
وقت مىشود كه يك گربه يا يك مرغ يا يك كشكرك فضول از آن طرف عبور كند . البرز تا آنجائى كه ممكن است دنبال مىكند و حمله مىآورد . ناهار حاضر مىشود من مىروم البرز تواضعى كرده سفرهء ناهار را صحيحا سالما تقديم كرده خودش گوشهاى خوابيده ، حتى چشمهاى خودش را هم بر هم مىگذارد . آنوقت من يك نان دودستى تقديم البرز كرده البرز با دهان گرفته و مىرود همان گوشهء ايوان اطاق نشيمن من مىخورد و باز مىآيد و مىخوابد تا من آفتابه لگن مىخواهم دست را كه شستم بلند شدم باز البرز تواضع مىكند نان ديگر تقديم شده هردو باهم از سفره خارج مىشويم . بعد از خوردن غذا گاهى زنجير است ، گاهى باز . تا عصر موقع گردش و خوردن چاى يكى دو حب قند هم آنوقت جيره دارد تا شب شود . ابدا توى آشپزخانه نمىرود . هزار تكه گوشت ، روغن ، نان توى حياط بگذارند جلوى چشمش بگذارند نگاه به آنها نمىكند . هيچوقت سر توى ديگ كاسهء آبخورى نمىكند هرجا قدغن باشد نمىرود . درهاى اطاق باز باشد نباشد بدون موقع داخل نمىشود . مختصر يك سگى است مؤدب ، معقول ، پاكدامن كه صد هزار ما آدمها در مقابل اطوار و حركات او دنىتر ، پستتر و مفتضحتر هستيم و يك نفر از نوكرهاى من مثل البرز به تكليف خود عمل نمىكند . خودم هم به قول و اصطلاح تازه در مقابل قاضى وجدان از البرز كمتر [ م ] و تكليف خود را مثل او نمىدانم . پس چنان كه گفتهاند . سگ بر آن آدمى شرف دارد * كه دل مردمى بيازارد ما از البرز خيلى پستتر ، دنىتر ، مردمآزارتر هستيم . ماحصل مطلب اين است همچو سگى را كه آنقدر خوب است و در حقيقت همدم و مونس من است خيلى اشكال دارد براى نصير الدوله فرستاد . نامهء شيخ پنجشنبه 17 ح 2 - ملا على از شهر آمده بود كاغذجات شيخ را فرستاده بود . اولا شيخ نوشته بود لطف اللّه خان سه روزه به ده رفت تا حال خبرى از او نشده ، حتى خانهاش هم در تشويش هستند مبادا عزيز اللّه خان او را تلف كرده باشد . آدم مخصوص فرستاديم هنوز نيامده . احتساب الملك معزول شده رفت و سردار همايون گيلانى حاكم شده . چون خانهء مجد الاسلام وارد شده و با جلال و جبروت حركت مىكند از حالا در تدارك عزل او هستند ، شايد تا آمدن شما اين هم عزل شده باشد و باز اخباراتى نوشته بود كه عدهء روسها در آستارا بسيار شده مشغول نهب و قتل طالش هستند . پنجاه نفر قزاق روس هم ديشب علاوه از ساخلوى قديم وارد قزوين شد . پنج نفر از اشرار و آشوبطلبهاى